تبليغاتX
به نام خدا

به نام خدا

تبلیغات بسیج

سفر به کربلای ایران (شلمچه- فکه-...) با کمترین هزینه بهترین امکانات (۱۰۰۰۰ تومان )

زمان نام نویسی: ۵ الی ۱۵ اسفند

مکان نام نویسی: دفتر بسیج دانشگاه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 اسفند1388ساعت 17:16  توسط حمزه محمدی  | 

آموزه هایه زندگی

خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

                               بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد

خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو
نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار
همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

خدایا من از كدامین كارهایم به تو شكایت كنم

و برای كدام یك از آن‌ها گریه و زاری كنم؛

برای عذاب دردناك و شدت آن، یا برای بسیاری بلا و گرفتاری و طولانی بودن مدت آن؟!

خدایا!

اگر بتوانم در جهنم بر عذابت صبر كنم، اما چگونه بر جدایی از تو صبر نمایم؟!

خدایا!

اگر بتوانم به حرارت آتشت صبر كنم ،

اما چگونه به چشم‌پوشی از كرامت و بزرگواریت صبر نمایم؟!

خدایا چگونه! چگونه دردوزخ ساكن شوم درحالی كه به عفو و بخششت امیدوارم؟!

خدایا اگر مرا به جهنم ببری در آن‌جا همانند عزیز گم‌كردگان برایت گریه می‌كنم

و ضجه می‌زنم و تو را می‌خوانم...

خدایا! آیا راضی می‌شوی كه بنده مسلمانت به خاطر مخالفتش در جهنم زندانی شود

و طعم عذاب های ان را بچشد و در طبقات جهنم حبس گردد،

در صورتی كه با زبان اهل توحید تو را می‌خواند

و ضجه می زند و به تو متوسل می‌شود؟!

چگونه آتش دوزخ او را شكنجه كند در حالی كه به فضل تو امیدوار است؟!

و چگونه شراره‌های آتش، او را بسوزاند در صورتی كه تو صدایش را می‌شنوی؟؟!!...

 ای بسیار مهــربان!          ای احسان كننده!

ای بخشاینده!     ای آمرزنده!

و ای پــرده پوش!

پناه می بریم به تو از خشم دردناك و بزرگی غضب و سخطت...

الهـــــی الْعَفْوْ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 5 آذر1389ساعت 11:46  توسط حمزه محمدی  |